تبليغاتX
شقایق تنها


شقایق تنها

یکی باش برای یک نفر...نه تصویری مبهم در خاطره ی صدها نفر

این عبارت یا عباراتی شبیه این را امروزه زیاد میبینید که " از سرویس دهی به خانم های بد حجاب معذوریم "

اما به مرور زمان معنی این عبارت دستخوش تغییراتی شد که امروزه به این معانی آن توجه بیشتری  می شود :

۱- وارد شوید ما متوجه نمی شویم.

۲- اگر قصد حتمی خرید یا ثبت نام دارید اشکالی ندارد وارد شوید.

۳- این تابلو به قول مشهدی ها "برخندش" توجه نکنید و وارد شوید.

۴- إ إ ... چرا اینجوری؟! حالا این دفعه وارد شوید اما دفعه بعد حتما رعایت کنید.

این عبارت عاقبت در بخش عبارت های معکوس زبان فارسی قرار گرفت و با توجه به اهمیت موضوع این مورد را توصیه می کنیم تا به راحتی بتوانید وارد مغازه ها شوید :

- افرادی که قصد استفاده از البسه خواهر یا برادرانشان را دارند دقت کنند که سن خواهر یا برادر مورد نظر از ۵ سال کمتر نباشد.

- می توانید لباس هایی در سایز خود اما با جنس خوب (!) خریده و پس از چند بار شست و شو آنها را به اندازه دلخواه خود برسانید.

- اگر در صدد جر دادن لباس خود هستید سعی کنید جر خوردگی بیش از حد نباشد !

- اگر شخصا اقدام به صافکاری -نقاشی می کنید قبل از خروج از خانه خودتان را به یک خردسال نشان دهید و اگر سکته نزد خطری متوجه سایرین نیست و می توانید خارج شوید .

توجه : بیش از دو بار از یک خردسال استفاده نکنید چون سکته سوم خطرناکه حسن !

واسه شما نوشتم تا بخونين و نظر بدين در شنبه 11 مهر1388ساعت 10:33 با دستاي پر از اميد ღ فاطمه ღ| |

چندین روش برای خواستگاری وجود داره.

1- مثل زمان ناصر الدین شاه ننه جون و بی‌بی صغرای معروف و آبجی‌جون و خاله اقدس و عمه کلثوم رو مثل گروه بازرسین سازمان ملل راهی خونه‌های مردم کنیم تا دختر بیچاره اونارو با ذره بین کنکاش کنن و هزار و یک عیب روش بذارن و چای و میوه‌ای خورده عزم را برای یافتن دختر شاه پریان جزم نمایند. و همینطور هی برن و هی بیان تا یکی رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببینیدش و تموم. خلاص.

2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بیفتین توی خیابونای خلوت و تا از یکی خوشتون اومد برید جلو و خیلی مودبانه باهش آشنا بشید و بعد دستش رو بگیرید ببرید توی یک کاباره و بعد از شنیدن ترانه‌ای از مرضیه ازش درخواست ازدواج کنید و اونم یه لبخند شرم گینانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگین
.
3- مثل همین زمان رفتار کنین و برین دانشجو بشین و توی دانشگاه با یکی سر حرف رو باز کنید و بعد کم‌کم ازش خوشتون بیاد و بعد براش نامه بنویسید و یواشکی بهش بدید و دلتون تاپ تاپ کنه و بعد هم بی‌سروصدا عقد بشین و سر کلاس همش به هم نگاه کنید.

4- مثل زمان آینده رفتار کنید و به دوست دخترتون بگین یک نفر براتون پیدا کنه و بعد همراه همون دوست دخترتون یه شاخه گل بخرید و برید خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اینکه دلش نشکنه حداقل باهاش دوست بشید.

5- روش خشن‌تری هم هست که باید یک شیشه اسید بخرید و برید سر راه طرف و تهدیدش کنید که یا زنتون بشه یا شیشه اسیدو روی خودتون می‌ریزید.

ویا اصلا میشه هیچکدوم ازین دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسیر عادی زندگی رو طی کرد

واسه شما نوشتم تا بخونين و نظر بدين در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 12:45 با دستاي پر از اميد ღ فاطمه ღ| |

سلام.

شهادت حضرت علی(ع)  رو به همه تسلیت میگم.

از امشب ،شبای قدر شروع میشه.

از یکی شنیدم که میگفت بین ساعت ۲:۲۵ و ۳:۲۵ صبح دعاها مستجاب میشه.آخه این ساعت ساعت عزیزیه.

از طرفی ،شبای قدر هم شبهای خیلی مهمیه.امیدوارم همتون تو این شبای عزیز حاجتاتونو بگیرید و بتونید سرنوشت خوبی رو واسه خودتون بسازین.

شفای مریضا یادتون نره.واسه مامانمم دعا کنین.

التماس دعا.

واسه شما نوشتم تا بخونين و نظر بدين در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 17:0 با دستاي پر از اميد ღ فاطمه ღ|

 

عارفی را گفتند جمله ای بگو که وقتی شادیم غمگینمان کند و وقتی غمگینیم شادمان کند.

گفت : این نیز بگذرد...

سلام

خوبین؟خوشین؟خوش میگذره؟!

به من که اصلا خوش نمیگذره.حتما می پرسین چرا .آره؟

چون بهترین دوستم (مریم) و برادرم(آقا محمد) وبلاگشونو حذف کردن .

آره حذف کردن و رفتن.دیگه هم نمیان

و من از این بابت خیلی ناراحتم.البته مریمو میبینم اما برادرو ...

 

نه از دریا و قایق می نویسم

نه از زخم شقایق می نویسم

به یاد لحظه های با تو بودن

به یاد آن دقایق می نویسم

 آخه واسه چی رفتین.دیگه بلاگفا و وبلاگا بدون شما صفا نداره

 

چو یادت روز و شب در خاطر ماست

تو هم هر جا که هستی یاد ما باش

 

مریم جون خیلی دوستت دارم و خیلی دلم برات تنگ میشه .

برادر به بودنت عادت کرده بودیم.حالا که رفتی جای خالیت خیلی احساس میشه.

امیدوارم روزی دوباره به جمع ما برگردین.بی صبرانه منتظر برگشتتون می مونیم

 

همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست میسازه که

 زیباترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته

واسه شما نوشتم تا بخونين و نظر بدين در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 0:46 با دستاي پر از اميد ღ فاطمه ღ| |

مثل برق گذشت.

انگار تمام اين سال ها ،تمام اين صبحگاه هاي حياط مدرسه ،زنگ هاي رياضي  و تمرين هاي حل نشده و زنگ هاي جغرافيا و پرسش هاي بي پاسخ فقط يك لحظه بود و ما مسافراني كه در سفري به فاصله ي يك چشم بر هم زدن كنار هم نشستيم ،با هم آشنا شديم و بعد گفتيم : خداحافظ و تمام .

هر كدام به سمت جاده ي زندگي خودمان كشيده شديم ،دور از تمام خاطرات.

اما عبور عمر بدون تكرار خاطرات معنا ندارد و گذر سال ها فقط يادگاري ها را از كنج غبار گرفته ي ذهن بيرون مي كشد .

خنده هاي يواشكي ،ترس هاي آشكار و دنيايي به كوچكيه كارنامه هايمان .

مي جويم و نميبينمت .

سرنوشت ،دنيا دنيا ميان ما فاصله انداخته ،ولي دل من خيلي وقت ها در انتظار آشنايي مي تپد كه هر روز صبح با هم از روي حل المسايلش رونويسي ميكرديم .

وقتی هجوم تنهایی ها ،بی پناهم می کرد

تنها به خیال تو روی می آوردم و کنار تو ،این موج اضطراب آرام می گرفت ...

من در کارگاه خیالم بتی ساختم از تو تا در عشق ستودنی باشی .

دریغ ! که تو ستودنی بودی و من ساختمت ...

 

 

 

 

واسه شما نوشتم تا بخونين و نظر بدين در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 18:42 با دستاي پر از اميد ღ فاطمه ღ| |


Design By : Night Skin